نوشتههایی با برچسب فرانک میلر
کمیک استریپ شوالیه تاریکی به یک رکورد در حراجی رسید
اردیبهشت ۱۹م
یک صفحه از کمیک استریپ اصلی “بازگشت شوالیه تاریکی” نوشتهی فرانک میلر در حراجی ۴۴۸.۱۲۵ دلار فروخته و از این نظر به یک رکورد دست یافته است.
این اثر هنری که توسط فرانک میلر نوشته شد و کلاوس جانسون آن را راحی کرده است، بتمن را در کنار رابین در حال عبور از آسمان گاتهام نشان میدهد.
رکورد قبلی متعلق به صفحهای از اسپایدرمن شگفت انگیز شمارهی ۵۰ بود که ۸۸.۵۰۰ دلار فروخته بود.
منبع: digitalspy
خیزش شوالیه تاریکی
اردیبهشت ۹م
یک صفحه از نسخه اصلی کتاب “شوالیه تاریکی” به قلم “فرانک میلر” نویسنده آمریکایی و یکی از خالقان کمیک استریپ در جهان به زودی حراج میشود.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از نیویورک تایمز، این اثر که در سال ۱۹۸۰ منتشر شده و یکی از موثرترین و پرمخاطبترین اثار منتشر شده در دهه ۸۰ میلادی محسوب میشود از جمله آثار کمیک “فرانک میلر” است که در دهههای گذشته هواداران زیادی را گرد خود جمع کرده است.
در حال حاضر ارزش این صفحه با کارشناسی متخصصان و مجموعهداران قریب به ۱۰۰ هزار دلار تخمین زده شده است.
با این وجود هنوز قیمت قطعی برای این صفحه از کتاب “خیزش شوالیه تاریکی” مشخص نشده و کارشناسان منتظرند تا قیمت نهایی این اثر را در روز برگزاری این حراج در تاریخ یکم ماه مه برگزار می شود، تعیین کنند.
از این نویسنده تا امروز آثار متعددی در حوزه کمیک استریپ در جهان منتشر شده که از میان آنها میتوان به “بتمن باز میگردد”، “بتمن، سال اول”، “شهر گناه”، “رونین” و “پلیس آهنی” اشاره کرد.
کتاب “خیزش شوالیه تاریکی” به قلم “میلر” از جمله آثاری است که در همان سالهای اولیه نشر مورد توجه کارگردانان سینمایی قرار گرفت. از این کتاب در سال ۱۹۹۸ فیلمی با همین نام ساخته شد که در همان سالها با استقبال علاقمندان به سینما رو به رو شد.
منبع: پیل بان
زک اسنایدر: “فیلمنامهی خشایارشا آماده است”
فروردین ۶م
زک اسنایدر تکمیل فیلمنامهی خشایارشا (Xerxes)، دنبالهای بر فیلم ۳۰۰، را اعلام کرده است.
ادامهی مطلب >
فرانک میلر و بازگشت به نبردگاه “۳۰۰” با «خشایارشا»: “من ابدا عذرخواهی نمیکنم” – قسمت دوم
خرداد ۱۵م
قسمت دوم مقالهی لوس آنجلس تایمز: (قسمت اول)
میلر یکی از مهمترین طراحان کتابهای کمیک در ۲۵ سال گذشته است، با کارهای تحسین شدهای همچون “The Dark Knight Returns“، “Sin City” و “Ronin“، با این حال در سال ۲۰۱۰ او خودش را در جایگاه نامشخصی میداند.
بعد از موفقیت نسخههای سینمایی “۳۰۰” و “Sin City” (که توسط رابرت رودریگز و میلر مشترکا کارگردانی شد)، میلر یک حرکت بی سابقه انجام داد و از یک ستاره در صنعت کمیک استریپ به کارگردان فیلم خودش با “The Spirit” در سال ۲۰۰۸ تبدیل شد. اما این جهش بزرگ پایان بدی داشت – “The Spirit” توسط منتقدان مورد حمله قرار گرفت، توسط همکاران به تمسخر گرفته شد و مورد بی مهری سینما روها قرار گرفت – و میلر مجبور است که فعلا به یکی از این دو جنبهی کاری بسنده کند.
اما میلر در ذهن تال، موسس Legendary Pictures – با عناوینی همچون “The Dark Knight“، “The Hangover” و “Clash of the Titans” -، به عنوان استعداد منحصر به فردی در زمینهی هنرهای تصویری است. تال میگوید که سفر اخیرش به استودیوی میلر در نیویورک برای دیدن تصاویر ابتدایی «خشایارشا» آمیخته به ترس بود، ولی او با یک حس شکاکانهی سالم در مورد دیدن دوبارهی جهان “۳۰۰” وارد شد.
تال که خود یک طرفدار قدیمی کمیک استریپ است میگوید: “ما از ابتدا هم گفتیم که قصد ساخت یک دنباله یا پیش مقدمهای از “۳۰۰” را نداریم، گفتیم که اگر داستان خیلی خوب و از طرف فرانک و همچنین بنیادین باشد، این تنها شیوهای است که ممکن است ساخت فیلم اتفاق بیافتد. پس باید ببینیم داستان به کجا میرسد.”
فیلم نخست با یک بودجهی ۶۷ میلیون دلاری، ۴۵۶ میلیون دلار در سراسر جهان فروش کرد، و تاثیرش در پروژههای مشابهی از فیلم “Clash of the Titans” گرفته تا نمایش تلویزیونی “ اسپارتاکوس” (Spartacus) قابل مشاهده است. با این حال اینگونه نیست که هر فیلم ماجرایی اینگونه به موفقیت برسد، و گواه این مطلب فیلم “شاهزادهی ایرانی: شنهای زمان” (Prince of Persia: The Sands of Time) است که در سطح پایینی در سینماها قرار دارد (و به خاطر بازی گرفتن از هنرپیشههای سفید پوست در نقشهای خاور میانهای مورد انتقاد قرار گرفت).
“۳۰۰” به خاطر شیوهی جلوههای ویژهاش در یادها میماند. اسنایدر زد و خوردهای روان و اغراق شدهای را با طراحیهای میلر از میدانهای نبرد و جنگجویان تلفیق کرد. به گفتهی میلر، روی صفحه و روی پردهی نمایش، صحنههای فراواقعی در نظر داشتند تا فیلم را از درسهای تاریخی جدا کنند، با شخصیتهایی برافروخته و اغراقهایی عجیب و غریب در میدان نبرد.
میلر در این باره میگوید: “هدف من درست فهمیده نشد، چون “۳۰۰” از خیلی جهات یک سمبل تبلیغاتی است. وقتی من روی داستانی کار میکنم یک دید از کار را برای خودم انتخاب میکنم. برای ۳۰۰، هدف این بود که داستان به شکلی گفته شود که اسپارتیها در چادرهای خود آن را تعریف میکردند. به این دلیل است که آنها با فیلهای ۸۰ فوتی (۲۶ متری) میجنگند و به این دلیل است که خشایارشا با این هیبت بزرگتر از معمول و با این خصیصهها به تصویر کشیده شد که اسپارتیها به دشمنانشان میدادند.”
به گفتهی میلر، در «خشایارشا» داستان از دید آتنیها روایت میشود و این بار اسپارتیها هستند که در سراسر داستان به تمسخر گرفته میشوند. با این دید بهتر و یک تصویر وسیعتر و عمیقتر از خشایارشا، آیا میلر قصد عذرخواهی از حرکت قبلیاش در برافروختن یک جنگ فرهنگی را دارد؟ او میگوید: “اینها مزخرف است. این یک داستان متفاوت است ولی در مورد “۳۰۰”، من ابدا معذرت خواهی نمیکنم.”
به گفتهی میلر دو شخصیت از “۳۰۰” در “خشایارشا” نقش ایفا میکنند: افیالتیس (Ephialtes)، خائن اسپارتی، نقشی در داستان دارد و همچنین لئونیدیس (Leonidis)، شاه به یاد ماندنی اسپارتی، نقش کوتاهی بر عهده دارد (میلر: “لئونیدیس، مباحثهای کوتاه ولی پرحرارت با تمیستوکلیس خواهد داشت”). داستان جدید با رویارویی دریایی عظیمی به اوج میرسد که آن چنان وسیع است که همچون یک جنگ زمینی میماند و در همان روزی به پایان میرسد که حوادث ۳۰۰ جریان دارند.
میلر میگوید: “رویدادهای بعدی وجود دارند که مانند ادامهی ۳۰۰ به نظر میآیند، چون ۳۰۰ خیلی ناگهانی به پایان میرسد. من به اینکه بعد از آن چه روی میدهد میپردازم و اینکه تمامی این اتفاقات برای خشایارشا به چه معنا بودهاند. خشایارشا فردی دارای جنون خودبزرگ بینی است و همهی اتفاقات را دلیلی بر خدایی خود میبیند. من اینگونه افراد را میشناسم.”
میلر برای اقتباسات هالیوودی از «خشایارشا» میگوید که علاقهای به کارگردانی و یا کارگردانی مشترک آن ندارد و صفحات محدودش را همچون استوری بوردهای یک فیلم نمیسازد. میلر در این رابطه میگوید: “من یک کتاب کمیک را با این تصور که قرار است فیلمی از روی آن ساخته شود نمیسازم. من فقط میخواهم که آن به عنوان یک کتاب کمیک به بهترین شکل ممکن باشد. این دیگر بستگی به زک (کارگردان «۳۰۰») و همکارانش دارد تا از آن فیلم بسازند.”
بعد از تجربهی “Spirit”، میلر میگوید که او از همان شیوههای قدیمی خودش برای داستان گویی چند قسمتی، با قسمتهای مستقل و سازگار با طبیعت دورهای نشر کمیک استریپ لذت میبرد.
به گفتهی میلر: “این شیوه یک قاعده و ساختاری را تحمیل میکند و حداقل این است که در پایان هر قسمت، سوالی باید مطرح باشد. یا یک ترس باورنکردنی یا یک نوع تجزیه و تحلیل. معتقدم که در «خشایارشا»، هر سهی این موارد را پیاده کردهام. خواهیم دید.”
فرانک میلر و بازگشت به نبردگاه “۳۰۰” با «خشایارشا»: “من ابدا عذرخواهی نمیکنم” – قسمت اول
خرداد ۱۴م
نشریهی لوس آنجلس تایمز تحلیلی در رابطه با فیلم و کمیک استریپ «۳۰۰» و کتاب بعدی «خشایارشا» و مصاحبهای با فرانک میلر داشته است که به دلیل طولانی بودن، در دو قسمت تقدیم حضورتان خواهد شد:
فرانک میلر (Frank Miller) و فیلم سازان “۳۰۰” به دنبال بازگشت به میدانهای نبرد دوران باستان هستند، و بدون شک، به مشاجرات دوران جدید.
سه سال پیش، فیلم ماجرایی “۳۰۰” به یک شگفتی در بین سینماروها تبدیل شد – یک رکورد در گیشه برای اکران در ماه مارس و پرفروشترین فیلم با درجهی R در سال ۲۰۰۷ – و برای بازیگرش جرارد باتلر (Gerard Butler) و کارگردانش زک اسنایدر (Zack Snyder) موجب پیشرفت کاری شد. ولی فیلم، که بر اساس کتابهای کمیکِ نوشته و طراحی شده توسط میلر بود، موجبات بازخوردهای بینالمللی را به علت تصویری که از خشایارشا (Xerxes) پادشاه ایرانی در نبرد خونین ترموپیل در ۴۸۰ سال قبل از میلاد مسیح ارائه داده بود، فراهم آورد.
محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران به تندی این فیلم را تقبیح کرد و فرهنگستان هنر ایران، شکایتی رسمی را به سازمان ملل ارائه داد و در آن فیلم را به عنوان یک تهاجم به هویت تاریخی یک ملت – به ویژه تصویری که از خشایارشا به عنوان یک فرد شرور و دوجنسه و ارتش ایران به شکل یک گروه شیطانی نشان داده شده بود – دانست.
دشمنان و منتقدان “۳۰۰” از شنیدن این خبر شادمان نخواهند شد که میلر، اولین تصاویرش از کتاب جدیدش «خشایارشا» را که مربوط به قبل از حوادث “۳۰۰” هستند، منتشر کرده است. علاوه بر این، اسنایدر و تهیه کنندهی ۳۰۰ توماس تال (Thomas Tull) چند صفحهی کامل شده از کتاب را دیدهاند و در نظر دارند تا اگر داستان به آن جذابیت که انتظار دارند برسد، فیلمی را از آن تهیه کنند.
اسنایدر در این زمینه گفت: “اگر کتاب جذاب و خارقالعاده بود، در این صورت بله، به آن علاقه مند هستیم.”
میلر گفت که «خشایارشا» یک داستان شش قسمتی خواهد بود و از سال آینده، هر قسمت در یک کتاب عرضه خواهد شد. ناشر این کتاب دارک هورس کامیکس (Dark Horse Comics) است که کتاب پنج قسمتی “۳۰۰” از میلر را هم در سال ۱۹۹۸ منتشر کرده بود و همچنین با عناوین “پسر جهنمی” (Hellboy) و “ماسک” (The Mask) در هالیوود به موفقیت دست یافته بود.
میلر در مورد کتاب میگوید: “داستان در همان سیاق ۳۰۰ خواهد بود ولی زمان خیلی خیلی بیشتری را شامل خواهد شد، یک دورهی ۱۰ ساله به جای سه روزه. این داستان پیچیده تر و در عین حال خیلی بزرگتر است. در این داستان موضوعات وسیعتر و حجیمتری وجود دارند. برای مثال یک کار هنری حجیم، ناوگان دریایی آتن که توسط ناوگان ایرانی قلیل جلوه داده شده است. در این داستان عناصر خیانت وجود دارند، و یک داستان مفصل از خدایان و جنگجویان است.”
ماجرا در گذشتهای دور روی میدهد، ولی همان طور که فیلم “۳۰۰” نشان داد، این روزها هر داستانی که غرب را با فرهنگ خاورمیانهای وارد رقابت میکند به دقت برای حاوی بودن پیامهای سیاسی مدرن مورد بررسی قرار میگیرد. به ویژه برای فیلم “۳۰۰” بود که یک سخنگوی دولت ایران آن را یک لکهی ننگ فرهنگی توصیف کرد. غلامحسین الهام در مارس ۲۰۰۷ گفت: “نه تنها هیچ ملت یا دولتی این را نخواهد پذیرفت … بلکه آن را به عنوان دشمنی تلقی خواهد کرد، که نتیجهی یک جنگ روانی و فرهنگی است.”
در حالیکه مقامات تهران فیلم را به عنوان مقدمهای برای تحریک عامه مردم به جنگ تلقی میکنند، منتقدان فرهنگی زیادی در آمریکا “۳۰۰” را معادل سینمایی مسابقات کشتی کج میبینند. برای مثال در نیویورکر (The New Yorker) دیوید دنبی (David Denby) نوشت: “[ایرانیها ممکن است با درک این قضیه مشکل داشته باشند که فیلمهای تجاری آمریکایی نه به دستور "مقامات فرهنگی"، بلکه به دستور مقامات استودیوها ساخته میشوند. این فیلم (۳۰۰) قبل از اینکه بخواهد یک تهاجم فرهنگی باشد، ابزاری برای کسب ثروت است. ساخت این فیلم نه به خاطر تمایل به جنگ بلکه به خاطر تمایل به فتح بازار بوده است. مبانی کشتی کج و مسابقات محبوب مبارزهای نقش کلیدی در فضای فیلم دارند.] همه بر سر هم فریاد میکشند، و جنگجویان تعلیمدیدهی ایرانی ماسک و زیورآلات عجیب و غریب دیگر میپوشند تا برای نبرد آماده شوند. موسیقی پاپ همیشه انرژی خود را از طبقات پایین احترام به دست آورده است؛ این فیلم، که در آن یک طرفدار مذهبی به درجاتی از هرج و مرج و پریشانی جنسی میرسد، انرژی خود را از زیرزمین میگیرد.”
ایرانیها به شکل جنگجویانی بیرحم و احمق، و رهبرشان خشایارشا به شکل فردی کاملا خشن و با هیبتی همچون دنیس رادمن (Dennis Rodman – بازیکن بسکتبال)، و اسپارتیها به شکل مردمی قابل احترام، وظیفه شناس، با روحیه و با قدرت جسمانی بالا ترسیم شده بودند.
همان طور که عنوان کتاب جدید میلر ابراز میدارد، میلر آگاه است که انتخاب او به عنوان حرکتی تحریکآمیز و لجوجانه دیده میشود. تصویر خشایارشا در “۳۰۰”، در ایران شدیدا توهینآمیز تلقی میشد، در حالیکه این پادشاه به عنوان بخشی از یک عصر باشکوه در تاریخ ایران دیده میشود.
میلر در این رابطه میگوید: “بله، تصور میکنم که تحریکآمیز تلقی شود، ولی او به عنوان یک شخصیت محوری برای من مطرح است و در این داستان سعی میکنم تا او را بیشتر شرح دهم. تمام تلاشم را میکنم تا در ذهن او بروم به جای اینکه فقط او را به شکل فردی تصور کنم که این
ارتش عظیم را رهبری میکند. صحنههای زیادی وجود دارد که او تنها و یا با مردمش است. برای مثال، صحنهی مفصلی در تخت جمشید وجود دارد که او در آنجا به قدرت میرسد و صحنههای زیادی وجود دارند که او در زمان انتقال قدرت با مادر و یا همسرش صحبت میکند و بهمهی اینها، او را به عنوان شخصیت خیلی جذابی مطرح میکند.”
عنوان کتاب خشایارشا است، ولی با این حال به گفتهی میلر باز هم یک جنگجوی یونانی قهرمان داستان خواهد بود.
به گفتهی میلر: “زمان داستان ۱۰ سال قبل از حوادث «۳۰۰» خواهد بود و داستان با نبرد ماراتون شروع میشود، که جذاب، سخت و نیازمند طراحی زیاد بود. شخصیت اصلی تمیستوکلیس (Themistocles) است که سردار جنگی یونان شد و نیروی دریایی آن را ساخت. داستان خشایارشا با ۳۰۰ متفاوت است و ماجرای جستجوی خشایارشا برای خدایی است. وجود خدایان در این داستان مفروض است و طرح این است که او در پایان داستان در مسیر رسیدن به خدایی است.”
میلر اضافه کرد: “با وجود تمیستوکلیس من شخصیتی داشتم که متضاد با لئونیدیس “Leonidis” (قهرمان «۳۰۰») بود در اینکه او فردی دروغگو، فریبکار، فوقالعاده و قهرمانانه است. به او لقب ‘مار زیرک’ دادهاند و همیشه موفق شده تا دقیقا کارهایی را انجام دهد که منفعت بزرگی را به او برساند.”
قسمت دوم این مقاله به زودی آماده خواهد شد.


